السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )

55

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )

فرمودند اگر ملاقات باشد نمىروم ، مرا بازداشت كنند . سپس با كمال اطمينان حركت كردند . شهيد صدر پس از گفتگويى كه در گذشته با نمايندهء صدام داشتند ، در رؤيا ديدند كه برادر بزرگشان سيد اسماعيل و دائىشان مرحوم شيخ مرتضى آل ياسين ، هركدام بر يك صندلى نشسته و براى ايشان صندلى ديگرى در وسط گذاشته‌اند و ميليونها نفر در مقابل منتظر هستند . بعد خودشان تعبير كردند كه به من مژده شهادت داده شد و در همين هفته شهيد مىشوم . يك روز پس از بازداشت شهيد صدر ، مأموران به منزل آمدند و گفتند كه آقاى صدر ، خواهرشان را خواسته‌اند . اين زن مجاهد بدون هيچ ترسى باصلابت و استوارى تمام همراه مأمورين رفتند . پس از يك روز مرحوم حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد صادق صدر را خواستند و جسد مطهر شهيد صدر را به ايشان تحويل دادند و در حضور او به خاك سپردند . بعثيها اجازه نمىدادند بدن مبارك استاد را كسى ببيند ؛ زيرا در سر و صورت ايشان آثار شكنجه فراوان به چشم مىخورد » . آنچه گذشت ، پاره‌اى از حوادث اواخر عمر شهيد صدر بود كه به نقل از شيخ نعمانى آورديم . * * * در پايان پيام تسليت امام خمينى را به مناسبت اين فاجعهء بزرگ و خسارت عظيمى كه بر حوزه‌هاى علميه و جهان اسلام وارد شد ، مىآوريم . بسم اللّه الرّحمن الرّحيم إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ با كمال تأسف ، حسب گزارش جناب آقاى وزير امور خارجه ، كه از منابع متعدده و مقامات كشورهاى اسلامى به دست آورده است ، و حسب گزارشاتى